این توقع که یک پزشک، هر روز بیاید و طبیبانه به درد مردم و بیمارانش برسد، امر غریبی نیست و کاملا منطقی و طبیعی به نظر میرسد. اما اگر برای خود این پزشک و یا همکارانش مشکلی پیش بیاید، کجا و با چه کسی باید طرح مشکل و درد دل نماید؟ ایا پزشکان به صرف این که پزشک هستند، دیگر از دایره اجتماع و قوانین حاکم بر آن خارج میشوند و نیازی به غمخواری و مراقبت ندارند؟
انگیزه نوشتن این مقدمه، خبری بود که روز شنبه در تمامی رسانه ها آمده بود و جای تامل و تاسف فراوان داشت؛ خبر ابطال آزمون دستیاری. برای درک صحیح این مساله و عمق این فاجعه، باید ابتدا دانست که آزمون دستیاری چیست و چه شرایطی دارد و آن گاه به قضاوت درباره وضعیت شرکت کنندگان در آن نشست. شرکت کنندگان در آزمون دستیاری، طیفی از پزشکان هستند که از آماده فارغالتحصیلی تا آنانی که چندین سال است دوره پزشکی عمومی را پشت سر گذاشته اند و اینک در سودای پیشرفت و ارتقای علمی و اجتماعی، گام در مسیر ورود به دوره تخصص گذاشته اند، برای این امتحان نزدیک به بیست هزار صفحه متن تخصصی را مقابل خود قرار داده اند و کم و بیش، حدود یک سال از عمر خود را تمام و کمال وقف مطالعه و آمادگی برای آزمون نموده اند. اکثر ایشان متاهل هستند و دغدغه اداره زندگی و انجام وظایف یک زندگی مشترک هم لحظه ای آنها را رها نمیکند و عملا حد اقل یکسال را در برزخی سخت سپری کرده اند. اما به یکباره، در زمانی که گمان میکنند کار به انجام و بار به مقصد رسیده، حباب آرزوهایشان میترکد و امتحان ابطال و به تاریخ دیگری موکول میگردد. حال بسیاری از ایشان که دیگر امکان استفاده از مرخصی اداری ندارند، دیگر نمی توانند از همسر و فرزند تقاضای دو ماه تحمل اضافه داشته باشند، برای مسافرت و یا امر خیری برنامه ریزی کرده بوده اند و بسیاری موارد دیگر، در این ماجرا چه وضعیتی پیدا میکنند؟ ایا کسی میتواند میزان استرس و فشار وارده به ایشان را ارزیابی کند و آیا راهی برای جبران آن وجود دارد؟
البته این که وزیر محترم بهداشت، بر خلاف اسلاف خود، وجود مشکل را پذیرفته و با شجاعت رای به ابطال آزمون داده است، خود جای تقدیر دارد، اما این که با مسببان این فاجعه چه برخوردی خواهد شد و نیز این که آیا اساسا این اتفاق در صورت توجه به حساسیتها و هشدارهای دلسوزان و افراد ذیربط، باز هم رخ میداد یا نه، دو سوال اساسی است که باید به آنها پاسخ داد.
فراموش نکنیم که پزشکی به خودی خود شغلی پراسترس است و عدم توجه مضاعف به سلامت روانی پزشکان، خود میتواند بزرگترین تهدید برای سلامت جسمی و روانی جامعه باشد.
پ.ن: این یادداشت در روزنامه تهران امروز 2 اسفندماه 88 منتشر شده است.