تبليغاتX
باغ بی برگی

باغ بی برگی

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار ........ فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

انگار دوباره دوره دپرسیون  شروع شده،بی حوصلگی خیلی بد موقع سراغم آمده و دل و دماغ کار کردن رو ازم گرفته،دیروز با انارام اوقات تلخی کردم شاید برای این که اونم برای اولین بار با من با اخم و ناراحت برخورد کرد  هرکار کردم نتونستم دلخوریم رو از ذهنم بیرون کنم و کاملاً خودش رو توی رفتارم نشون داد.باید جدی تر از قبل باهاش حرف بزنم و شایدم تصمیم های شجاعانه تری بگیرم.

دلم لک زده برای چند روز زندگی راحت و بدون استرس و ترجیحاً دور از تهران،واقعاً نمی دونم این پارادوکس رو چه جوری توجیه کنم از طرفی نمی تونم از تهران فاصله بگیرم و ازطرف دیگه هم از این سبک زندگی تو این شهر شلوغ خسته شدم

دیشب دومین پیشبینی فوتبالیم تو این چند روز اخیر محقق شد و با حذف آلمان و برزیل تا حد زیادی روانم شاد شد،فقط مونده برد امشب فرانسه و یک فینال رویایی برای من که توش برام نتیجه چندان مهم نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 17:33  توسط شهاب  | 

ديروز بعد از مدتها رضا و آذين رو ديدم،باشون تو كافه نادري قرار گذاشته بودم،همه چيز برام خاطره انگيز بود هم حرفايي كه با هم زديم و هم اين كه  بعد از دو سال و نيم دوباره رفته بودم اون جا،ياد دوران خوب انترني و بيمارستان اميراعلم افتادم.خلاصه خوب بود و خوش گذشت.

هر چي بيشتر ميگذره ازاين وبلاگ  بيشتر خوشم مياد،بايد اعتراف كنم اون روزي كه وينا رو ديدم اصلاً حدس نمي زدم پشت اون چهره ساكت و مظلوم و حتي خجالتي چنين درياي خروشان پر گهري باشه و اون خالق چنين فضايي.به هر صورت اميدوارم فرصتي پيش بياد تا بازم ببينمش،شايد لازم باشه به آيدا تاكيد كنم دفعه بعد حتماً با خودش بياردش كوه.

ويژه نامه شرق درباره سايه رو خوندم  و البته هم ديداري با سايه عزيزم تازه شد و هم ديدي تازه يافتم.

با نيكي و آذين كلي در مورد رفتن حرف زدم،با جمع بندي اين حرف ها و چيزايي كه از ديگران مي شنوم،هر روز پاي رفتنم سست تر مي شود.احساس مي كنم به قول شاملو "چراغم در اين خانه مي سوزد".

ديشب رفته بودم جايي كه خودم خيلي از كارم راضي نبودم،ولي از آن جالب تر اين بود كه يه آقايي رو ديدم كه سالها پيش،وقتي هنوز به اسم و رسمي نرسيده بود گويا ما را بيشتر مي شناخت و شايد هم فراموش كرده  كه همين چند هفته پيش طشت رسواييش از بام افتاده و در محافل مختلف صحبت از شاهكار حضرت آقا بود.يا رب مباد آن كه گدا معتبر شود...

فرداكشيكم و البته كلي هم بايد بنويسم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 23:42  توسط شهاب  | 

چند روزی هست که وقت نکردم چیزی بنویسم،یعنی راستش اینه که تنبلی و بی برنامگی علت اصلی این مساله است.به هر حال سعی می کنم از این به بعد منظم تر باشم

.تو این چند روز با یکی دو تا مساله جالب مواجه شدم,اولیش یه سوتی اساسی و البته مشکوک بود که ردش تو خبر گزاری مهر بود ولی مثل این که دوستان فهمیدند و یه جوری رو قضیه ماله کشیدن.بالاخره ما نفهمیدیم اگه رییس جمهور سال 72 یتیم شده پس اونی که یک ماه پیش مرد کی بود؟بگذریم،از مردان بزرگ هر کاری بگین برمیاد.

امروز به طور جدی استارت یه کار جدید رو زدم،امیدوارم تجربه موفقی باشه.

با چند تا از دوستانی که مدتی ازشون خبر نداشتم هم صحبت کردم و یه سری قرارهایی برای تجدید دیدار گذاشتیم که امیدوارم به مرحله اجرا دربیاد.

 الانم باید عجله کنم که آقای ر.گ.جواد رو معطل نذارم،قرار شده به سنت کافه نشینی اونا بپیوندم.بعدشم کلی کار دارم که باید تو این دو روز تعطیلی انجام بدم هرچند که جمعه کشیکم و باید بازی آلمان-آرژانتین رو از اون رادیوی 14 اینچ (!) ببینم.انارام هم جمعه امتحان داره و بعدش کلی باهاش حرفای جدی و مهم دارم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 16:8  توسط شهاب  | 

۱.اين روز آخر بهار هم روزي بود بس پر ماجرا؛ازصبح با كلي آدم جورواجور ديدار كردم و حرف زدم.ولي اوجش دو تاي آخر بود سر شب اون گفتگوي دو ساعته كه برام خيلي مفيد بود وآخر سر هم تلفن داور كه كاملاً غافلگير و البته خوشحالم كرد،يه سورپريز واقعي.چند تا فيلم دارم كه بايد تو اين دو سه روز ببينم و كلي هم كار نوشتني فوري كه اميدوارم به انجام برسن.هفته هاي سنگين و پر كاري پيش رو دارم

۲.ديگه مثل قديماحوصله كامل ديدن بازي هاي جام جهاني رو ندارم وحتي امروز بازي تيم ملي رو هم نصفه ديدم به نظرم اگر تيم ما غير از اين نتيجه مي گرفت بايد تعجب مي كرديم ولي دلم براي كسايي مثل مبعلي و سامره و حتي امير حسين صادقي سوخت كه به حقشون نرسيدن كل سيستم مديريت فوتبال ما نياز به يه خونه تكوني اساسي داره به شدت جای یه مربی مثل دنیزلی رو خالی می بینم

۳.فكر كنم بايد روز۲۷خرداد رو"روز ملي مشخص شدن عيار ايرانيان"نامگذاري كنيم،پارسال انتخابات و امسال هم فوتبال جام جهاني وبازي با پرتقال.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 0:41  توسط شهاب  |