جناب آقاي مهدي رحمانيان
مدير مسؤول محترم روزنامة شرق
سلام عليكم
متأسفانه در صفحة 8 و 9 هفته نامة ضميمة روزنامه شرق به تاريخ 24/3/1386، مطلبي با عنوان «دردم نهفته به ز طبيبان مدعي» به قلم آقاي عليرضا اشراقي به چاپ رسيد كه سراسر آكنده از بياخلاقيها و نسبتهاي ناروا و اطلاعات نادرست در مورد جامعة شريف و خدوم پزشكي كشور بود. در مقاله مذكور، نويسنده از همان ابتداي كار يعني انتخاب تيتر مطلب و طرح آن، آشكار ساخته كه با چه ديدي به جامعة پزشكي مينگرد و در ديباچة يادداشت خود نيز با شجاعت اعلام كرده بود كه اصولاً مراجعة كمي به پزشكان دارد كه در گام نخست، اين سؤال را به ذهن متبادر ميسازد كه در اين صورت، پس ملاك قضاوت و اظهارنظر تحليلي ايشان در مورد جامعة پزشكي، همان مراجعات اندك بوده است يا شنيدهها و حدسياتي مبهم و غيرقابل اعتماد؟
نويسنده اين يادداشت، در جاي جاي نوشته خود، در قالبي به ظاهر مستدل و مستند، ادعاهاي بسياري را عليه جامعة پزشكي طرح كرده و با آوردن شواهد و مثالهايي غيرواقعي و اشتباه، علاوه بر گمراه كردن خواننده ناآشنا با موضوع، باعث تشويش خاطر وي نيز ميگردد.
وي با بيان مواردي چون غلط بودن نحوة تزريق يك دارو يا ادعاي گذراندن امتحاناتي دشوارتر توسط داوطلبان ورود به رشتة پزشكي يا دورة دستياري كشورهاي ديگر نسبت به كشور ما و يا القاي اين موضوع كه مسأله خطاهاي پزشكي در كشورهاي توسعه يافته كاملاً حل شده و در مقابل در كشور ما سالانه قربانيان بيشمار ميگيرد و بسياري موارد ديگر از اين دست كه تماماً از لحاظ علمي، آماري و كارشناسي نادرست و كذب است، علاوه بر قراردادن جامعة پزشكي كشور در مظان اتهامي سنگين، تشويش و عدم امنيت خاطر مشهودي را نيز به مردم، به عنوان نيازمندان خدمات اين گروه منتقل ميسازد.
در كنار ايرادات محتوايي نظير آن چه گفته شد، حتي اگر بنا باشد كه موضوع با ديده اغماض نگريسته و صرفاً ناشي از سهو و عدم آگاهي كافي نويسنده قلمداد شود، لحن و ادبيات به كار گرفته شده در نوشتة مذكور، جاي هيچ گونه دفاعي را از آن باقي نميگذارد. سراسر يادداشت مورد اشاره، آكنده از نسبتهاي زشت و الفاظ ناپسندي است كه هر چند پسنديدهتر آن است كه در اين مجال بازگو نشوند، اما براي روشن شدن موضوع از اين كار گزيري نيست. «جامعة پزشكي، بحران زده است و بحران اخلاقي دارد»، «خيلي از دكترهاي ما فلهاي ويزيت ميكنند، دارو كيلويي مينويسند و حاضر نيستند يك دقيقه هم براي بيمار وقت بگذارند»، «سوگندنامه كذايي بقراط كه حالا همه آن را ميخورند، كه خيلي از پزشكان هم نميخورند و يك باره قورت ميدهند و يك ليوان آب هم رويش سر ميكشند»، «مايي كه بالاخره پوستيم و روزي روزگاري گذرمان به دباغ خانه ميافتد»، «چه بسيارند بيماراني كه در اثر سهلانگاري پزشكان و پرستاران ايراني جان به لب ميشوند» ، «كار افتاده است دست انترنهاي تازه سر از تخم پزشكي بيرون آورده كه انگار قمار ميكنند»، «هيچ جاي ديگر دنيا چنين نيست، انتخاب پزشك معيارهاي علمي سختي دارد، دانشجوي پزشكي مثل نقل و نبات فراوان نيست»، «چرا اين همه جوك داريم دربارة پزشكان، تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها»، «جامعة پزشكي ايران انگار كه تافته جدابافته است»؛ اينها تنها بخشي از مواردي است كه توسط نويسندة اين مقاله، در مورد جامعة پزشكي بيان شده و اگر آنها را در كنار اشتباهات بديهي و مضحك علمي كه به عنوان مستندات برخي ادعاها در متن آمده بگذاريم، به سختي ميتوان رأي به بيغرض بودن و نگاه صرفاً انتقادي نويسنده داد.
نويسنده در حالي جامعة پزشكي را آماج اتهامات قرار داده كه هر شهروند و انسان منصف و بيطرفي با اندك مواجههاي با اعضاي خدوم جامعة پزشكي كشور، اذعان مينمايد كه اين قشر، از نظر اخلاقي جزو شريفترين اقشار است؛ همه كم و بيش پزشكان پرشماري را ديدهاند كه در زماني كه همه مردم در تعطيلات و يا استراحت و تفريح به سر ميبرند، شبها و روزهاي متوالي، خود را وقف خدمت به بيماران و دردمندان ميكنند و حتي بيش از حيطة تعهدات خود در سوگند نامة پزشكي، به ارائه خدمت ميپردازند؛ اندكي آگاهي از اخبار روز، نشان ميدهد كه هر روز بر تعداد پزشكان ايراني كه براي كشور و هم وطنان عزيزمان افتخارآفريني ميكنند، افزوده ميشود؛ گواه دشوار بودن و حساسيت آزمونهاي پزشكي در كشور ما همين است كه دانشآموختگان كشور ما، معمولاً بالاترين نمرهها را در آزمونهاي ورودي دورههاي تكميلي پزشكي كشورهاي پيشرفته كسب ميكنند؛ آن انترنهايي هم كه با تعابير نادرستي از آنان ياد شده، كساني هستند كه پس از پايان تمامي آموزشهاي نظري و عملي خود و گذراندن آزمون جامعي از تمامي اين موارد در سالهاي ششم و هفتم دورة آموزش پزشكي، مرحلة كارورزي را ميگذرانند و با تقبل 15 شب كشيك در هر ماه، بخش قابل توجهي از بار خدماتي كه در بيمارستانهاي دولتي و آموزشي به بيماران نيازمند ارائه ميشود را در مقابل حقالزحمه ناچيز و شرمآوري به دوش ميكشند و جوك ساختن براي پزشكان هم بابي است كه احتمالاً نويسنده محترم قصد گشودن آن را دارد.
جايگاه ويژه طب و طبابت در جامعة ما، نه برآمده از تفرعن و اقتدارگرايي معمول در برخي از اقشار ديگر كه نشأت گرفته از تقدسي است كه فرهنگ و مذهب ما از ديرباز براي اين حوزه قايل بوده و با برشمردن آن در رديف علوم الهي، حتي از اطلاق واژه شغل به آن نيز اباء داشته است. اگر هم امروزه بحراني براي اين قشر متصور باشيم، بحراني است كه از ناحية بيتوجهي دولتمردان و جامعه به اهميت حفظ و تكريم جايگاه اين گروه شكل گرفته است.
حداقل انتظار اين قشر با استعداد كه پس از گذراندن سالها مرارت و سختي و قرار گرفتن در معرض انواع تهديدها و هزينه كردن سرماية جواني خويش در اين راه، در نهايت هم مجبورند با حقوقي كمتر از كارمندان با مدرك تحصيلي پايينتر و در محرومترين نقاط و با سختترين و تحميليترين شرايط كار كنند از اصحاب رسانه اين است كه اگر قدمي در مسير حل مشكلات آنها برنميدارند، ديگر نمك پاش زخمهاي آنها هم نباشند.
و اين سؤال بيپاسخ مانده است كه اگر واقعاً شرايط به گونهاي كه نويسنده يادداشت گفته است باشد، پس تعداد زياد ايرانيان مقيم اروپا و آمريكا و حتي شهروندان آن كشورها كه براي دريافت خدمات پزشكي، مراكز تشخيصي و درماني ايراني را برميگزينند، چه گونه قابل توجيه است؟
نكته تأسف بار و غيرقابل قبول ديگر در اين يادداشت، استناد آن به مطلبي از يك وبلاگ - كه از ظواهر برميآيد نويسنده آن يك پزشك باشد - است كه بدون توجه به صدر و ذيل همان پست در وبلاگ مذكور و اشاره صريح وبلاگنويس گفته شده به برگزيدن رويكرد اغراق و مبالغه در بيان مطالب و نيز مقدمات و زمينهاي كه در ساير مطالب وبلاگ به عنوان بستر اين بحث آمده است، اين نوشتهها را عين واقعيت فرض كرده و آن را به تمامي جامعة پزشكي نيز نسبت داده است؛ مسألهاي كه واكنش و اعتراض جدي خود نويسندة وبلاگ را نيز در پي داشته است.
متأسفانه تسامح سازمان نظام پزشكي به عنوان نمايندة جامعة پزشكي و انتظار براي اصلاح مطالب مطرح شده در يادداشت مذكور در آن روزنامه، تنها به توضيحات توجيه گرانه نويسندة مذكور و مسؤول محترم هفته نامه شرق منتهي گرديد كه به هيچ وجه پاسخگوي خواستة بحق و منطقي جامعه پزشكي نبود. اعتراض وسيع اعضاي جامعة پزشكي، چه از طريق تماسهاي تلفني و حضوري با سازمان نظام پزشكي و چه در فضاي مجازي كه هنوز نيز ادامه دارد هم ناشي از اين همين خطا و كوتاهي صورت گرفته توسط آن روزنامه است.
از اين رو سازمان نظام پزشكي ضمن آن كه حق پيگيري حقوقي موضوع و اعاده حيثيت جامعة پزشكي را براي خود محفوظ ميداند، انتظار دارد كه اين جوابيه نيز وفق قانون، در آن روزنامه محترم درج گردد.