تبليغاتX
باغ بی برگی

باغ بی برگی

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار ........ فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

ز شادی ها به جان آمد دلم، یا رب! غمی خواهم
بشد سالی که بی غم می گذارم، ماتمی خواهم

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 15:31  توسط شهاب  | 

اگر روم ز پیش، فتنه ها برانگیزد

ور از طلب بنشینم، به کینه برخیزد

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 11:51  توسط شهاب  |