تبليغاتX
باغ بی برگی

باغ بی برگی

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار ........ فکری به حال خویش کن این روزگار نیست

 

 انسان نرم و لطیف زاده می شود

و به هنگام مرگ خشک و سخت می شود.

گیاهان هنگامی که سر از خاک بیرون می آورند نرم و انعطاف پذیرند

و به هنگام مرگ خشک و شکننده.

پس هر که سخت و خشک است

مرگش نزدیک شده

و هر که نرم و انعطاف پذیر

سرشار از زندگی است.

سخت و خشک می شکند.

نرم و انعطاف پذیر باقی می ماند.

 

 دوستان همه گله مندند که چرا این جا را به امان خدا رها کرده ام و روزه سکوت گرفته ام. حقیقت امر این است که ننوشتن چند ماهه ام در این جا علت هایی داشته و  البته بهانه هایی هم. علت ها را که حتماً از من نمی خواهید این جا بنویسم و از بهانه ها هم مهم ترینش مشغله زیاد و کمبود شدید وقت بوده و در کنار آن تغییراتی که در شرایط کار و زندگیم ایجاد شده و حتی مدتی نداشتن کامپیوتر را هم می توانم بیان کنم. این اواخر هم که عزمم به نوشتن جزم شده بود، نمی دانستم از کجا و کدام شروع کنم. به هر حال  فقط آمدم که بگویم این جا برای همیشه تعطیل نشده و هنوز این نهال در برابر بادهای ناموافق تن به شکستن نداده است. از همه دوستانی هم که در فصل خزان و سرمای استخوان سوز زمستان امسال، بی برگی باغ بی برگی را تحمل کردند سپاس گزارم و امیدوارم بتوانم این جا را بهاری تر از قبل به دیدگانشان بنشانم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:34  توسط شهاب  |