تبليغاتX
باغ بی برگی

باغ بی برگی

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار ........ فکری به حال خویش کن این روزگار نیست


یک صحنه فوق‌العاده

دکتر جامع‌المعارف مشهور به ولایتی که همیشه آمادگی دارد از هر دری سخنی بگوید و شبکه‌های مختلف سیما هم به عنوان یک سوپاپ اطمینان همیشه پذیرای ایشان و بیانات گهربارشان هستند، امشب در برنامه دو‌قدم‌‌مانده‌به‌صبح بیش از شب های دیگر لاطائلات می‌بافتند و روی مخ خلق‌الله قدم رو می‌رفتند؛ اصل بحثشان هم قرار بود درباره ابن‌هیثم باشد که سر از کجاها که درنیاورد. اما صحبت‌های دکتر که به انتها رسید، صالح‌علا با همان لحنش که معرف حضور هست، شروع کرد به خواندن برخی نامه‌ها و پیامک‌های رسیده که یکیشان هم این بود: خانمی گفته‌اند که کودکشان مبتلا به تندی ادرار است و می‌خواهند از آقای دکتر ولایتی نوبت ویزیت بگیرند. دیگر خودتان تصور کنید که خواندن این پیام چه حالی به دکتر ولایتی داد؟!

پ.ن. : عبارت دکتر جامع‌المعارف را از دکتر باسمنجی وام گرفته‌ام.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 1:29  توسط شهاب  | 


شب‌های هجر را گذراندیم و زنده‌ایم

ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود

 مراسم روز پزشک امسال هم تموم شد، به خوبی و خوشی. به‌‌مراتب راضی‌تر از سال پیش بودم و کلا فقط خستگی جسمیش برام موند، نه خستگی و زخم‌های عمیق روحی. برنامه دیشب برام یه جورایی اعتماد‌به‌نفسی رو که کمی متزلزل شده بود دوباره احیا کرد. حالا نوبت کار‌های عقب افتاده و همین طور کارهایی‌ئه که باید یکی‌یکی و به موقع رفت سراغشون. هر چند متوهمانه ولی خوشبینم.

پ.ن. از این که خبر پست قبلیم تا الان به وقوع نپیوسته خوشحالم؛ امروز شهروند خریدم، دیروز هم همشهری‌جوان رو ورق زدم و همین بودن با ترس و لرزشون هم برام مغتنمه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:51  توسط شهاب  |