غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
مصداق: دختر جوانی که در حال آموزش رانندگی در ساعت اوج ترافیک در یک اتوبان پرتردد و البته در هوای بارانی، مشغول صحبت با موبایله!
بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار ........ فکری به حال خویش کن این روزگار نیست
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
مصداق: دختر جوانی که در حال آموزش رانندگی در ساعت اوج ترافیک در یک اتوبان پرتردد و البته در هوای بارانی، مشغول صحبت با موبایله!
ای یاد دوردست! که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری، هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینهات، زمان
در چشمم از تمامی خوبان سری هنوز
پ.ن.: فراخوان اعلام شده در پست قبلی تا جمعه عصر برقراره، خوشحال میشم کمکم کنید
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
تو در کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال
به ناله کار میسر نمیشود سعدی
ولیک نالهی بیچارگان خوش است، بنال
یک. دیروز (یا اگر دقیقتر بگویم پریروز) روز پزشک بود. چند روز پیشتر هم جشن روز پزشک که نظام پزشکی برگزار کرده بود. نه آن جشن را رفتم و نه دیروز انگیزهای برای تبریک به کسی داشتم. به جز یکی از دوستان که اشتباهن شمارهاش را گرفته بودم و مجبور شدم بهاش تبریک بگویم، تقریبا برای هیچ کس دیگری پیام تبریکی نفرستادم، هر چند تماسها و پیامهای تبریکزیاد و حتی هدایایی هم دریافت کردم. امسال اولین سال از زمان پزشک شدنم بود که در روز پزشک چندان درگیر این موضوع نبودم و همینطور روزهای قبلش را و البته اصلن هم بد نبود.
دو.باید اعتراف کنم به کار روزانهام اعتیاد پیدا کردهام و رسمن شدهام یک کارمند تمام عیار. اندکی چاق شدهام و حتی از شما چه پنهان، این اواخر، زوذدتر از قبل به خانه برمیگردم و وقت بیشتری را در منزل میگذرانم. تنها نشانههایی که از زندگی پیشین در من مانده کتاب خواندن است که از قضا این اواخر میل به آن تشدید هم شده است. البته این اثر تلنگری است که یکی از دوستان خبرنگار در روزهای برگذاری نمایشگاه کتاب بهام زد. انشا اله که چندان جدی نیست.
سه. تصمیم دارم هفته آینده که به حول و قوه الهی وزیر جدید بهداشت از مجلس رای اعتماد گرفت، بروم سراغ دکتر لنکرانی و بهاش پیشنهاد یک سری کار پژوهشی با موضوع «تاثیرات افزودن هلو به پروتکل درمانی بیماران دچار یبوست» بدهم. راستش من به عنوان خبرنگاری که اولین مصاحبه را با ایشان به عنوان وزیر گرفتم، حدس میزدم که حکمت این انتخاب دیر یا زود معلوم خواهد شد.
چهار. بعد از مدتها تصمیم گرفتم روی یک سوژهی مطبوعاتی صنفی کار کنم: فعالیت حرفهای (تماموقت یا پارهوقت) پزشکان در حوزهای غیر از طب (اعم از سیاست، هنر، ژورنالیسم،...)؛ هم علل چنین پدیدهای و هم ارزیابیها و نظرات پیرامون آن. از همه دوستانی که به اینجا سر می زنند ( به ویژه پزشکان) درخواست میکنم که با ارائه نظرات خود، مرا یاری نمایند.
صفر. این پست رو طولانی نوشتم تا یه کم تلافی غیبتای صغرا و کبرام دربیاد.