تبليغاتX
باغ بی برگی - سرنوشت

باغ بی برگی

بر ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار ........ فکری به حال خویش کن این روزگار نیست


باز دریای دلم طوفانی است

آسمان کسلم بارانی است

باغم ار زیر و زبر شد چه عجب

تحفه‌ی باد خزان ویرانی است

شرح تنهایی من می‌پرسی؟

شرح تنهایی من، طولانی است

دور باطل زده‌ام، قصه من

همه سرگشتگی و حیرانی است

بعد سرگشتگی و حیرانی

باز هم حیرت و سرگردانی است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:9  توسط شهاب  |