باز دریای دلم طوفانی است
آسمان کسلم بارانی است
باغم ار زیر و زبر شد چه عجب
تحفهی باد خزان ویرانی است
شرح تنهایی من میپرسی؟
شرح تنهایی من، طولانی است
دور باطل زدهام، قصه من
همه سرگشتگی و حیرانی است
بعد سرگشتگی و حیرانی
باز هم حیرت و سرگردانی است
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:9  توسط شهاب
|
